السيد الخميني

31

سر الصلوة (معراج السالكين وصلوة العارفين) (فارسى)

و بايد دانست كه دنياى مذموم در لسان اوليا همان علاقه و حب و توجه به آن است ؛ و الّا اصل عالم مُلك و مشهدِ شهادت - كه يكى از مشاهد جمال جميل حقّ است و مهد تربيت اوليا و عرفا و علماى باللَّه است ، و دار التكميل نفوس قدسيهء بشريه و مزرع آخرت است - از اعز مشاهد و منازل است نزد اوليا و اهل معرفت . چه بسا باشد كه كسى حظى از دنياى خارجى نداشته باشد ، و به واسطهء حب و تعلق قلبش به آن ، از اهل دنيا باشد و ناسى حقّ و آخرت باشد ؛ و ديگرى كه داراى ملك و سلطنت و جاه و مال است ، چون سليمان بن داود عليهما السلام اهل دنيا نباشد و رجل الهى و انسان لاهوتى باشد ؛ و معلوم است كه در اقبال دنيا و حصول آن ، علاقهء به آن مدخليت ندارد ؛ چه بسا علاقه‌مندانِ دست تهى كه از دنيا جز فساد و نكبت آن را ندارند ، و بىعلاقه‌هاى داراى ملك و حشمت كه جمع بين دنيا و آخرت نمودند و به سعادت داريْن رسيدند ؛ و اشاره به اين نكته در احاديث شريفه شده ، مثل قول السجاد عليه السلام : الدُّنْيا دُنْيَاءان : دُنْيا بَلاغٍ وَ دُنْيا مَلْعُونَةٍ . « 1 » و گاهى از خود دنيا تكذيب بليغ شده به اعتبار تعلق به آن ، يا براى صرف علاقه از آن ؛ و ذكر اخبار متعلقهء به اين باب و جمع آن و بيان اعتبار عقلى در آن ، از وظيفهء اين مختصر خارج است . بالجمله ، آنچه خار طريق وصول به كمالات و شيطان قاطع الطريق مقام قرب و وصول است ، و انسان را از حقّ منصرف مىكند و از لذت مناجات با او محروم مىنمايد ، و قلب را ظلمانى و كدر مىكند ، حب به دنياست كه در احاديث شريفه آن را « رأس كل خطيئه » و « مجتمع كل معاصى » شمرده‌اند ؛ و اخبار در اين باب و متعلقات آن بيش از آن است كه در اين مختصر بگنجد . پس انسان بايد در موقع عبادات ، اشتغالات قلبيه و خواطر آن را كم كند ؛ و براى عبادت وقتى را اختصاص دهد كه مشاغلش كمتر باشد و قلب در آن وقت مطمئن‌تر و ساكن‌تر باشد ؛ و اين يكى از اسرار وقت است كه در محل خود

--> ( 1 ) - « دنيا دو ( نوع ) دنياست : دنيايى كه ( به سعادت ) مىرساند ، و دنيايى كه ملعون است . » اصول كافى ، ج 4 ، ص 4 ، « كتاب الايمان و الكفر » ، « باب حبّ الدّنيا و الحرص فيها » ، حديث 8 .